آنكه مصايب سدههاي ميانه را تنها به شيوهاي غيرمستقيم ميشناسيم. در آن هنگام كسي جرئت تحقيق نداشت و اگر كساني از تمام حقيقت آگاهي داشتند، سلاطين قديم از انتشار آن حقايق جلوگيري ميكردند. ولي در مورد قحطي سال 1862 و پس از آن، يكرشته اسناد رسمي، گزارشهاي پژوهشگران داراي ذهن علمي، كتابهاي آبي پارلمان، قوانين مربوط به قحطي و غيره در دست داريم. بيان دامنهٴ قحطي كه در سال 1396 و سالهاي بعد روي داد غيرممكن است، ولي بيجهت نبود كه مردم هند به آن دورگا دِوي (=خشم خداوند) نام دادند.
14. دامپزشكي. يگانه رسالهاي كه در اين عصر دربارهٴ دامپزشكي در غرب نوشته شد، توسط دينو ديني ايتاليايي بود در سال 1359، و تجارب سه نسل از دامپزشكان فلورانسي را در برداشت.
رسالههاي چاپي سدهٴ شانزدهم دربارهٴ دامپزشكي احتمالاً معرف سنّت قديميتر آلماني است. دوتا از اينگونه رسالهها در دست است. اولي رسالهاي است منسوب به استاد آلبرت دامپزشك فردريك، كه اگر بتوانيم اين انتساب را بپذيريم، به زمان فردريك دوم هوهنشتافن (سيزدهم ـ 1) مربوط ميشود. ولي بنابر پژوهشهاي زودهوف بايد مربوط به نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم باشد. در هر صورت بسيار رايج بوده است؛ چاپ اول آن (اوگسبورگ 1485) تا پايان قرن، دستكم شش چاپ ديگر در پي داشت و تجديد چاپ آن تا سال 1666 ادامه يافت. رسالهٴ ديگر در سال 1500 در ارفورت چاپ شد.
سنّت بيطاري اسلامي بهوسيلهٴ رسالهٴ عربي اِنْسَ المَلا بِوَحشَ الفَلا تأليف محمدبن مَنگَلي مصري و آثار سه تن ترك ادامه يافت: 1) رسالهٴ دامپزشكي تركي كه در حدود 1361 ـ 1400 نوشته شده و نسخهٴ آن در توپكاپيسراي استانبول است؛ 2)
بيطارنامه در موزهٴ قونيه كه به تيمورلنگ نسبت ميدهند و اين انتساب خالي از غرابت نيست؛1 3) رسالهٴ بازداري محمودبن محمد بارجيني حسب معمول حاوي فصلهاي دامپزشكي است.
اين فراواني آثار تركي چشمگير است، ولي عجيب نيست. از جهتي رسالهٴ عربي هم ممكن است بهوسيلهٴ يك ترك نوشته شده باشد (كه بسياري از تركان در خدمت مماليك بودند)، چون نام منگلي تركي (يا فارسي) است، نه عربي. رسالههاي دامپزشكي تركي آخرين موج علاقهٴ مسلمانان را به اين موضوع نشان ميدهد و وجود آنها بهطور طبيعي همزمان بود با پيدايش ادبيات تركي. نياز به رسالههاي عربي تازه نميتوانست زياد باشد، چون نسخههايي از آثار عالي و متعدد پيشين در بسياري كتابخانههاي خصوصي و عمومي بهدست ميآمد. برعكس، از آنجا كه تركان ميكوشيدند خود را در همهٴ زمينههاي غير ديني از تأثير عربي آزاد سازند، كاملاً